2008/07/31

Walkman: Antimatter - Epitaph

الان كه كنار خورشيد ايستاده‌ام و سايه‌ام را تصور كرده‌ام به‌تان مي‌انديشم كه شايد همين نزديكي زير باراني ايستاده‌ايد كه غبارهاتان را بشويد و اندوه‌تان، بزرگ‌ترين اندوه‌تان تصور زماني است كه سفينه‌هاتان را رو به خورشيد اتش كنيد.

+ Antimatter: Epitaph






Paint me a room where I can dream
Dream of a world that I used to see
Paint me a window, soft and defined
And flood yellow light
Through the open blinds
It's somewhere, hidden from view
A portrait, an epitaph...

2008/07/30

Lens: Bryan Adams


عكسي از ويكتوريا بكهام و گروه Take That
برداشته شده از عكس‌هايي كه برايان ادامز گرفته است. چند وقت قبل نمايشگاهي از عكس‌هاي اين خواننده كانادايي در برلين برپا بود. ويديويي از بي‌بي‌سي در همين زمينه ببينيد.

گيجي

همين خبرهاي گاه و بي‌گاه. مزه‌ي يك بوسه. همين سردرگمي، تعليق. همين‌هاست كه قسمت دلنشين داستان را ساخته است. نور چراغي رو به مرگ. شب‌پره‌اي گيج. تاريكي نزديك.

2008/07/29

كميك، كانادا تا فرانسه و فخر بغداد

Niko Henrichon: Fables70
كميك فخر بغداد(Pride of Baghdad)، شايد معروف‌ترين كار آقاي هنريكن* باشد. تصويرساز كانادايي كه با ناشران مختلف امريكايي همكاري كرده و اينجا ليستي از كتاب‌هاي كميك‌اش را مي‌بينيد.
او كه تازگي‌ها به فرانسه مهاجرت كرده است سايت/بلاگ خود را به‌روز مي‌كند و كارهايش، تصويرسازي‌، طراحي‌ها و نمونه‌هايي از كميك‌هاي معركه‌اش را به اشتراك مي‌گذارد. اگر كميك دوست داريد، كارهاي هنريكن جذب‌تان خواهد كرد. نه فقط به كمك تكنولوژي، با نيرويي تاثيرگذار كه انگار بين رنگ‌ها و خطوط كارهاش نشسته و آن‌ها را فارغ از داستان و تكي هم، دلپذير و لذت‌بخش كرده است.
+ لينك دانلود فخر بغداد را اينجا پيدا كردم.

*Niko Henrichon

2008/07/27

خواب

خواب هم موجود غريبي است.
گاهي با مهرباني بغل‌ام مي‌كند آرام
گاهي تازيانه مي‌كشد، فال‌گوش مي‌ايستد منتظر زمزمه‌هايم با تنهايي

max-o-matic

اسم‌اش ماكسيمو توخا و متولد 1975 است. طراح گرافيك است و اهل بارسلون.

2008/07/25

متاليكا – دو ماه تا پرواز دوباره

تا دو ماه ديگر، اگر همه چيز روي حساب پيش برود و بعيد است كه اين‌طور نشود، البوم جديد متاليكا، مرگ مغناطيسي منتشر مي‌شود. ليست اهنگ‌ها را ديدم. بخش سوم نابخشوده، به گمانم مهم‌ترين اتفاق است. آخرين البوم آن‌ها، قديس خشم، مانور زياد منتقدان را به همراه داشت. انتشار البوم جديد هم خوراك خوبي براي منتقدان خواهد بود. از آن‌ها كه قديس خشم را سبب افول گروه دانستند تا كساني كه از آن‌ البومي شخصي، جالب توجه و متفاوت ياد كردند. از هفتصد روز زماني كه گروه صرف تهيه قديس خشم در استوديو كرد تا وسواسي كه در تهيه البوم جديد و ضبط آن نشان داده است، سخت نيست تحمل اين مدت كوتاه تا انتشارش. البومي كه اولين البوم رسمي با رابرت تروخيو(Robert Trujillo) است، نوازنده‌ي بيس كه بعد از ضبط قديس خشم به گروه اضافه شد. ريك روبين، تهيه كننده‌ي اين البوم است.

1. "That Was Just Your Life"
2. "The End of the Line"
3. "Broken, Beat & Scarred"
4. "The Day That Never Comes"
5. "All Nightmare Long"
6. "Cyanide"
7. "The Unforgiven III"
8. "The Judas Kiss"
9. "Suicide & Redemption"
10. "My Apocalypse"

ديالوگ

... يك مكالمه خوب مثل بازي خوب است. همبازي خوب توپ را مستقيما توي دستكش تو جاي مي‌دهد، كاري مي‌كند كه به هيچ‌وجه توپ را از دست ندهي. وقتي موقع‌اش مي‌رسد كه توپ را بگيرد، هر چيزي را كه براش مي‌فرستند مي‌گيرد، حتي پرتاب‌هاي كج‌وكوله را؛ آن‌هايي را كه از مسير منحرف شده‌اند.
(اشاره به بيس‌بال)

+ مون ‌پالاس، پل استر، ترجمه‌ي ليلا نصيري‌ها، نشر افق

2008/07/24

ده تومن

پشت يكي از كتاب‌هاي عبدالعلي دست‌غيب كه جلدش طرحي است از اردشير محصص، و محل نشرش جايي بوده در خيابان شاهرضا روبروي سينما ديانا، نوشته ده تومن.

Polly wants a drawing [14]: Nina Johansson




2008/07/23

جيب‌ات را خالي كن


جيب‌هايت را خالي كن، هر چه بود روي اسكنر جمع كن. صورت‌ات را هم جايي بين‌شان قرار بده و بعد اسكن كن. عكس‌اش را بفرست و در اين پروژه شريك باش!
ايده‌اي بوده كه به ذهن دو روس، تيمور اخمتوف و يوليا ياكوشووا رسيده و عكس‌هايي ديدني‌ را اين‌جا فراهم كرده است. شغل هر يك از شركت‌كنندگان نيز در توضيح عكس‌ ارسالي‌شان امده است و اين، درك ِ تفاوت ِ جيب‌ها و چيزهاي داخل‌اش را آسان‌تر مي‌كند.

* Timur Akhmetov - Yulia Yakushova

2008/07/22

Tatari


simple thoughts

صبح فكر مي‌كردم كلاغ‌ام، نزديك به ظهر كلاغ جاي‌اش را به گربه داد و نهايت فكر كردم كفشدوزكي بيش نيستم.
ساده است. ساده‌تر از واكنش ِ سه دوست كه از آن باخبر شدند.
اولي تشخيص داد نياز به كمك دارم و برخلاف چيزي كه مي‌گويم، اينكه حالم خوب است، وضعيت وخيمي دارم. دومي اما كمي ملايم‌تر خواست فكرهاي اين‌طوري، كه با لفظي خاص از آن ياد كرد، نكنم و آدم باشم و مثل بچه‌هاي خوب به چيزهاي خوب شايد اينكه بابا آب داد يا دانا ادب دارد بيانديشم. و بالاخره سومين دوست با اعتمادي تحسين‌آميز به افكارم گفت كه در چرخه‌هاي تناسخي‌اش، مرا به ياد مي‌آورد اما متاسفانه فراموش كرده چند سال از اخرين ديدار گذشته است.
با احترام به اين سه بايد بگويم به تناسخ اعتقادي ندارم، الان حالم خوب است و در چمنزاري وسيع به چريدن مشغول مي‌باشم.

2008/07/20

House of Cards

ويديو بدون دوربين، بدون نور- فقط ديتا
13 جولاي به يوتيوب اضافه شده بود.
حالا مي‌شود با كيفيت بالاتر دانلود كرد و ديد. حجم‌اش حدود 86Mb است.

2008/07/19

Lens: Gabor Kapolka


شايد در مجارستان هم رسم است اگر بچه‌اي چند روز آخر سال به دنيا آيد اول سال جديد را معيار شمارش سن‌اش گذارند. در غير اين‌صورت اطمينان مي‌كنيم كه آقاي گابور كاپولكا اول ژانويه سال 1974 جايي در مجارستان چشمان‌اش را به اين دنيا گشود تا سال‌ها بعد ما را هم در چيزهايي كه با آن مي‌بيند شريك كند.
نمايشگاه‌هاي متعددي از كارهايش برپا شده و دو سري از عكس‌هايش منتخب عكس سال مجارستان در سال‌هاي 2006 و 2007 بوده است.

2008/07/18

لولو

لولو آمد. پرسيد مي‌ترسي؟ سرم را بالا گرفتم و گفتم نه. نمي‌ترسم. بعدش خوابيدم. خواب ديدم لولو من را با خودش برد. مستي بي‌پايان. لولو گرم بود. دستم را گرفت. دست‌اش را نديدم. آزاد بودم. بيدار شدم. لولو نبود.

2008/07/17

viewzi

راست‌اش الان در جاي خودم هم انگار نيستم، اما باور كن اگر به جاي تو بودم خيلي زودتر از چند دقيقه‌ي بعد، نگاهي به اين سايت مي‌انداختم و پستي درباره‌اش، خُب دقيقن براي معرفي‌اش و روش جستجويي كه دارد و فوايدش و البته طراحي‌اش مي‌نوشتم و منتشرش مي‌كردم. نردبان است براي آن بالاترها، ترين‌ها، داغ‌ها.

حذف شد

2008/07/16

Snow Globe | martin-monoz


Walter Martin and Paloma Muñoz
اين‌طور كه در سايت رسمي‌شان نوشته نمايشگاهي از گوي‌هاي برفي‌شان چند روز است كه در گالري جرج ادامز در نيويورك برپاست. اگر مقيم آن طرف‌ها هستيد از دست‌اش ندهيد. فاصله‌ي من تا آنجا فقط چند سانتي‌متر است البته روي نقشه‌‌ي گوگل بدون زوم.
والتر مارتين و پالوما مونز(Paloma Munoz) جهاني كوچك در داخل گوي‌هاشان ساخته‌اند كه با تكاني كوچك وضعيت جوّي‌اش دگرگون مي‌شود.

2008/07/15

بخند زمان، بخند

مي‌داني خداي ِ گُنده، امشب وقتي گرماي دستان‌اش را روي شانه‌هايم حس كردم، وقتي بي‌اختيار اشك ريختم نه فقط به اين خاطر كه سعي كردم هميشه پسر خوبي باشم و شايد با آن پسر خوب ذهن‌ام فاصله داشته‌ام، نه فقط به خاطر درگيري احساسات‌ام، فرقي نكرد برايم كه واقعن در چه موقعيتي هستم. آن پسرك كوچك دو ساله‌ام كه تلفن زرد ِ كوچك‌اش را به دست گرفته و الو كنان به پهناي آغوش باباش چشم دوخته يا اولين باري كه اولين سيلي را ازش خوردم كه دم‌اش گرم، يا الان. همه‌اش بي‌رحمي زمان است. زماني كه بي‌اعتنا مي‌گذرد و من وادارش كردم بايستد. بايستد و به بهانه‌هاي ساده‌ي ما براي خوش بودن، به قدرداني از جنس ما، بنگرد و لبخندي از رضايت بزند.

2008/07/14

Walkman: Dominique A - Encore

شاعري روسي كه اسم‌اش را به ياد ندارم سخني گفته با اين مضمون كه شكنجه‌ي سختي است هنگامي كه انسان نمي‌تواند كلماتي مناسب براي بيان احوال‌اش بيابد.

+ Dominique A: Encore






2008/07/13

The Game

1: [on TV] There's a tiny camera looking at you right now.
2: That's impossible.
1: You're right, impossible. You're having a conversation with your television.
+ The Game | David Fincher

Covers art: Revolver

طرح جلد هفت تير، هفتمين البوم بيتلز ، كاري است از آقاي كلاوس فورمان(Klaus Voorman) هنرمند آلماني كه دهه‌ي هفتم از عمرش را مي‌گذراند. عكس‌هايي هم كه با اين طرح تركيب شده‌اند را رابرت ويتاكر گرفته است. معروف‌ترين عكس‌هاي بيتل‌ها در سال‌هاي 1964 تا 1966 حاصل سليقه‌ي همين عكاس است.
+ بعدها، دقيقن 22 سال بعد از انتشار اين البوم، بيتل آرام، جرج هريسون، با هوشمندي از اين طرح استفاده كرد.

2008/07/10

Fragile Dreams

ما توافق داشتيم كه زبان محاوره آن‌ها با زباني كه ما در مركز زندگي‌مان داريم فرق مي‌كند. اينكه آن‌ها راحت مي‌فهمند گروه خوني‌مان به هم نمي‌خورد. اينكه ما در زندگي آن‌ها، در روابطي كه دارند مثل يك تيله‌ي شرابي در بين تيله‌هاي سه‌پر، به همان اندازه غريب‌ايم حتي اگر قرابتي جايي در فكرمان يا در روحيات‌مان داشته باشيم.
چيزهاي مشتركي كه زيبا هستند و رويايي، تا وقتي كه وجود مادي‌شان، بعد ِ مادي‌اي كه دارند، فاصله‌ي تلخ بين‌شان را عيان نكند. چه بسيار لبخند‌ها كه فقط در حد لبخند مي‌مانند و چه حرف‌هايي كه به دور از فاصله‌هاي بين‌مان تنها از يك دريچه روح منتقل مي‌شوند و همه در حد رويايي زودگذر و شكننده باقي مي‌مانند. حسرت، ترس، ترس و ترس.

2008/07/09

Amnesiac


+ to my friends
Amnesiac
Amir Ghorbani
Alireza Amrollahi

2008/07/08

استريت آرت: بهترين طراح‌‌هاي سه‌بعدي

خيلي از ما با پديده‌اي چون نقاشي‌هاي سه بعدي در خيابان‌ها و پياده‌روها آشناييم. اين سايت 10 نفر از بهترين طراح‌هاي سه بعدي خياباني را معرفي كرده است. با طرح‌هاي فوق‌العاده‌اي از اين هنرمندان برجسته‌، مثل آقاي كرت ونر كه طرح‌اش حيرت‌زده‌ام كرد، تا كارهايي از ادگار مولر، ادواردو رلرو و ديگران.

Alexis + sacred blue lily

خانم الكسيس عزيز
اگر نامه‌نگاري، بدين شكل- با كلماتي كه زبان‌اش را احتمالن نخواهيد فهميد و در بدترين حالت با عربي اشتباه خواهيد گرفت- از مصاديق برهم زدن امنيت رواني نباشد كه نگارنده احتمال ان را نزديك به صفر مي‌داند بايد بگويم كه از ديدن نقاشي‌هاتان كيف كردم. نگاه‌تان به گل‌ها را تحسين كرده و تشكر مي‌كنم حداقل اسم چند گل را يادم داديد.

2008/07/06

Lens: Josef Hoflehner



براي من، هميشه بي‌جواب مانده است اينكه دليل علاقه‌ام و علاقه‌ي خيلي از ما به عكس‌هاي سياه‌ و سفيد با وجود عنصري چون رنگ و زيبايي‌هاي ان، چيست. لزومي هم ندارد واقعن دنبال دليل‌اش باشيم كه لذت ديدن خيلي از عكس‌هاي سياه‌وسفيد بدون واسطه سيراب‌مان مي‌كند.
تصورش سخت است در دنيايي موازي دنياي ما، يا اصلن زماني كه بوده‌ايم و به خاطر نداريم، همه چيز را نه رنگي كه سياه و سفيد ديده‌ايم/مي‌بينيم، دنيايي كه در تصرف رنگ‌ها نيست و يا مغزي كه قدرت پردازش آن‌ها را نداشته/ندارد. و حالا در نيمه شبي عكس‌هاي آقاي جوزف بهانه‌اي است براي رسوخ به لايه‌هاي ناخوداگاه اين ذهن.
+ Josef Hoflehner

تضاد

همه‌ي اين حرف‌ها، كارها، روزهايي كه مي‌آيند و مي‌روند از ذهنم پاك نكرده آن علامت سوال گنده را. كه واقعن چه چيزي در تو، در اين سرنوشت و در اين گذشته مرموز هست كه مردد كرده است مرا كه از وجودت آن‌طور كه بود، تصور، خيال، وهم يا واقعيت- كه تعريف‌اش نسبي است و با تو- شاد باشم يا غمگين. شكرگزار يا عاصي.

2008/07/05

Polly wants a drawing [13]: Fabio Iaschi




+ My Moleskine
Visual blog by Fabio Iaschi

2008/07/04

Walkman: Coldplay Top 5

طبيعي است كه ممكن است شما نظر ديگري در مورد بهترين كارهاي كلدپلي و گلچين 5 آهنگ از اين گروه داشته باشيد. و حتمن انتخاب‌‌مان اشتراك هم خواهد داشت.
اين ليست انتخاب كافئين از موسيقي اين گروه است كه با انتشار البوم تازه‌اش خوب مي‌فروشد:

2008/07/03

Random taste: business card reader

business card scanner
+ WorldCard Ultra

The Way of the Samurai


+ There is surely nothing other than the single purpose of the moment. A man's whole life is a succession of moment after moment. If one fully understands the present moment, there is nothing left to do, and nothing else to pursue.
Ghost Dog: The Way of the Samurai

2008/07/02

Money Work

Money Work
+ Blair Kelly Studio

2008/07/01

[G.O.H]

بعضي از ما قواعد دست‌وپا زدن در گُه را خوب مي‌دانيم.
تميز مي‌مانيم.
بعضي از ما نقش‌مان را به خوبي بازي مي‌كنيم.
بعضي از ما راحت نقاب مي‌زنيم.
بعضي از ما ياد گرفته‌ايم، درواقع عادت كرده‌ايم، كه محدود دوست بداريم.
بعضي از ما به دور هر چيز خطي مي‌كشيم چون جنبه‌ي وسعت زيادش را نداريم.
مي‌بينيد، چه كاربردي دارد اين بعضي. اين بعضي از ما، همه‌ي ما هستيم و هيچ كدام از ماييم.